آدرس وبگاهم
با درود
آدرس سایت شخصیم
است.خوشحال می شوم که شما دوست مهربان در وبگاهم حضور داشته باشید.
هرآنچه در مورد مرغابی لازم است بدانید
با درود
آدرس سایت شخصیم
است.خوشحال می شوم که شما دوست مهربان در وبگاهم حضور داشته باشید.


رشد جوجه مرغابی نسبت به سایر پرندگان با سرعت بیشتری انجام می شود. با گذشت سه هفته از به دنیا آمدن این 5 چاقاله تقریبا هرکدام از جوجه ها نیمی از رشد خود را نسبت به یک مرغابی بالغ طی کرده اند. البته تغذیه این چاقاله ها باید با دفت انجام شود ، من ساعت شش و نیم صبح تقریبا معادل یک کیلو جگر سفید ( که با روش فریز ضد عفونی شده است ) را که خرد شده ، داخل آب تقدیمشان می کنم و تقریبا 40 ثانیه بعد هیچ اثری از حتی یک تکه گوشت نیست. ساعت 10 صبح حدود یک بوته کامل کاهو و ساعت 14 معادل نیمی از یک نان سنگک و چند لیوان بلغور تقدیم پیشگاه این تپلها می شود.
جوجه مرغابیها پس خوردن غذا ، کنار هم به شکل زیبایی به خواب می روند تا خوراکیها را هضم نمایند، همیشه از دیدن این صحنه بی نهایت لذت می برم.



آنچه در این مدت از کوئکسون آموختم :
1- مهربان باشی بدون دلیل ، بدون انتظار و بدون منت
از ظرف چاقالوهای کوچک غذا نمی خورد ، می گذارد جوجه ها حسابی سیر شوند و بعد غذا می خورد. تا بحال به جوجه هایش حتی یک نوک کوچک هم نزده است.
2- اگر دوستش داری ، برایش بجنگ
این ماده مرغابی تپل که در شهریور سال 91 یکسالش می شود ، و مثل همه ماده مرغابیها قبل از جوجه دار شدن محتاط بود ، حال چون شرزه شیری از جوجه هایش مراقبت می کند. یک شب ماجرایی اتفاق افتاد که ساعتها مرا به فکر فرو برد.
حدود ساعت 2 نیمه شب صدای یکی از جوجه ها را شنیدم و فهمیدم که از باغچه پایین افتاده است ( دور باغچه را تور کشیده ام که مرغابیها وارد حیاط نشوند اما این جوجه های شیطون از هر چیزی رد می شوند) وقتی به حیاط رفتم تا جوجه را داخل باغچه بگذارم ، کوئکسون به دلیل تاریکی فکر کرد که من برای جوجه اش تهدید هستم ، هیچ وقت این صحنه را فراموش نمی کنم ، کوئکسون از باغچه بیرون پرید ، جوجه اش را پیدا کرد و بعد جوجه اش را در زیر بال و پرش گرفت تا خطری متوجه جوجه اش نباشد. چه از روی غریزه یا احساس ، کوئکسون حاضر شد برای جوجه اش از جان خود بگذرد و این یعنی اگر دوستش داری برایش بجنگ.
3- برای دنیایی که در آن زندگی می کنی ، با ارزش باش
یک مرغابی جز مهمی از اکوسیستم جهان هستی است. کوئکسون 5 زندگی به این دنیا هدیه کرد و جالب است بدانید دقیقا یک هفته پس از تولد آخرین جوجه ، دوباره تخم گذاری را از سر گرفت ( در عکس فوق سمت چپ ، عکس تخم کوئکسون مشهود است ) یعنی همین برگ کاهوهای دور ریخته شده و ... را کوئکسون به غذایی مقوی و باارزش تبدیل می کند ( خوردن یک نیمرو از تخم کوئکسون کافیست تا شما هم از طرفداران او شوید ) وقتی که هر موجودی برای طبیعت با ارزش و مفید است چه زشت است اگر انسانی به اندازه یک مرغابی نباشد و در مواردی باعث تاثر است که بعضی از به اصطلاح آدمیان نه تنها مفید نبوده بلکه جز تخریب و آلوده سازی طبیعت و محیط زیست هیچ کارکرد دیگری ندارند.
جوجه ها تقریبا از روز چهارم تولد شنا را آغاز نمودند ، بودن در آب برای جوجه ها بی نهایت لذت بخش است.
نکته قابل توجه مهارت این کوچولوها در شنا است.
فیلم کوتاه زیر چند لحظه ای از شنای کوئک نل ( کوچکترین جوجه کوئکسون ) را به تصویر کشیده است. این کوئک نل هم داستانی دارد که در پستهای بعدی برایتان خواهم گفت.
می بخشید کمی دیر شد.
این هم تصاویر چافچه ها کوئکسون مهربان


نام تصویر اول را مهر مادری می گذارم
مشاهده می کنید که کوئکسون با چه محبت و دقتی مراقب جوجه هایش است
تا به امروز ندیدم که کوئکسون حتی به یکی از جوجه هایش نوک زده و یا بی حوصله برخورد کند
شبها به دقت جوجه هایش را در گوشه ای از باغچه جمع کرده و آنها را زیر بال و پرش گرم می کند
امروز در خیابان مشاهده کردم که مادری به دلیل آنکه فرزندش دستشویی داشت او را می زد و فحاشی می کرد ، یک لحظه این مادر را با کوئکسون مقایسه کردم و متاسف شدم که بعضی از انسانها به اصطلاح اشرف مخلوقات نسبت به مرغابی 11 ماه ماده ای به نام کوئکسون عقب هستند. کوئکسونی که هرگز جوجه هایش را آزار نداده با دقت مراقب سلامت و تغذیه آنهاست و در هر لحظه محبت از چشمانش مشخص و هویداست.






عکسهای نورسیده ها را در همین پست تقدیم خواهم نمود
خدایا چه مهری دارد این مادر به جوجه اش
امروز شاید زیباترین صحنه های عمرم را دیدم ، چگونه کوئک چاقالو با عشق و مهربانی جوجه اش را محافظت و نگهداری می کند.
خیلی نمی شود وصف کرد ؛ نگاهی به چند عکس زیر خالی از لطف نیست :



خدایا چه صحنه زیبایست به قول قدما صبر و ظفر همراه هم هستند ، و بیش از بیست و چند روز صبر کوئکسون نتیجه داد و اولین جوجه زیبای کوئک چاقالو چشمهایش را گشود.
عکس گرفتن از جوجه کوئکسون کار سختیست ، به شدت کوئک از جوجه اش مواظبت می کند و کاملا او را زیر بال و پرش پنهان کرده است اما در عکس زیر کمی از سر و بدن کوئک پل مشخص است ، فردا سعی می کنم عکسهای بهتری از کوئک پل در وبلاگ قرار دهم.

اگر اینگونه بیندیشیم همه موجودات زنده را ارزشمند و شایسته لطف و مهر درمی یابیم و این اندیشه است که انسان را شایسته لقب اشرف مخلوقات می کند.
همه باید در کنار یکدیگر دنیایی زیباتر ، شادتر و خواستنی تر خلق کنیم ، انسان به عنوان موجودی با قدرت و هوشمندی بالا وظیفه دارد تا از انواع دیگر زندگی از ماهیها ، از پرندگان ، از گیاهان و از هرآنچه که مادر طبیعت به جهان ارزانی داشته ، حفاظت و حمایت نماید.
یک مرغابی ماده مقابل پنجره دفتر کار یک شهروند آمریکایی (در واشنگتن ) لانه ای ساخته و تخم گذاری کرده بود وقتی که جوجه ها از تخم خارج شدند برای رسیدن به آب می بایست از فاصله چندمتری پایین پریده و به سمت رودخانه حرکت می کردند ، اما کف سنگی و سخت پیاده رو ممکن بود که باعث صدمات شدیدی به جوجه مرغابیها شود ، در این زمان کارمند مهربان بانک ، جول آرمسترانگ که از مدتها پیش ماده مرغابی و جوجه هایش را تحت مراقبت داشت به کمک مرغابی مادر و جوجه هایش آمد .
در صبح جمعه حدود ساعت 6 اولین جوجه از لانه که بلندای آن معادل یک طبقه بود به بیرون پرید و توسط آقای آرمسترانگ گرفته شد ، مهارت بیسبال آقای آرمسترانگ به کمک جوجه مرغابیها آمده بود.

مرغابی مادر که شاهد کمک آرمسترانگ به جوجه هایش بود با کوئک کوئک جوجه ها را به پریدن تشویق می کرد ، ناظرین با هیجان و شادی آقای آرمسترانگ را تشویق می کردند و او با دقت 8 جوجه مرغابی را گرفت و آنها را سالم بر روی زمین قرار داد. 4 جوجه باقیمانده در ترک لانه مردد بودند که آرمسترانگ به کمک آنها رفت و بوسیله نردبان به آنها دست یافت و این 4 جوجه نیز در کنار سایرین قرار گرفتند.
پس از این کار زیبا و انسانی آرمسترانگ و حاضرین مادر مرغابی و جوجه هایش را تا رسیدن به رودخانه مشایعت کردند.
امیدوارم مشاهده این فیلم کوتاه ، تاثیرات بلندی بر ذهن و روح شما دوست عزیز داشته باشد:
نیل آرمسترانگ و کمک به جوجه مرغابیها

دقت این چاقالو در انتخاب محل برایم جالب و تعجب آور بود اما نکته جالبتر این بود که پس گذاشتن تخم دوم ، کوئک یک سنگ گرد را به داخل لانه اش برد ، گمان کردم که کوئک این سنگ را با تخم اشتباه گرفته است و به همین دلیل سنگ را از لانه اش به کناری انداختم ، فردا روز دیدم که کوئک با آن نوک پهن به هر زحمتی که بود باز این سنگ را به داخل لانه اش برد . فکر کردم که کوئک از این سنگ خوشش آمده اما پس از کامل شدن سیکل تخم گذاری و دیدن لانه کوئک فهمیدم که این چاقاله عجب مرغابی هوشمندیست.
کوئک این سنگ گرد را در وسط لانه اش قرار داد و تخم هایش را در حالی که راس آنها به سمت سنگ بود به دور این سنگ مرتب چید تا به بهترین شکل ممکن بتواند روی تخم بنشیند و در عین حال تخم ها جابجا نشوند.
ای ایزد مهربان اگر به یک مرغابی کوچک چنین غریزه و درکی را عنایت نموده ای پس آنچه به انسان داده ای فراتر از زمین و زمان است و ما چرا غافل مانده ایم !
در تصویر فلش قرمز سنگی که کوئک برای تنظیم و تثبیت مکان تخم هایش به کار گرفته مشخص می کند.
امیدوارم هر چه زودتر این چاقاله مزد همه زحماتش را با جوجه هایی زیبا و سالم بگیرد.
